مطالبی راجع به موسیقی شمال خراسان
قسمتی از موسیقی شمال خراسان، موسیقی کوهپایه ای است. کوهپایه های هزار مسجد، الله اکبر، دامنه های اترک و منطقه لایین. موسیقی کوهپایه توام با فریاد است و در مقایسه با موسیقی جلگه، قوی تر، رساتر و گاه تندتر است. در کنار موسیقی کوهپایه، موسیقی جلگه و دشت وجود دارد: جلگه قوچان، موسیقی جلگه معمولا ملایمتر و درونیتر است. اگر به پایین و مرکز نزدیک شویم به جلگه نیشابور و سبزوار می رسیم که تقریبا حاشیه کویرند و موسیقی شان نیز ملایمتر شده، از نرمش بیشتری برخوردار است. موسیقی خراسان به دو قسمت شمال و شرق تقسیم می شود : موسیقی شمال خراسان و موسیقی شرق خراسان . موسیقی شمال خراسان شمال خراسان که دربرگیرنده شهرهای بجنورد، اسفراین ، درگز، قوچان، و شیروان است، از جمله مناطقی است که موسیقی در آن از انواع واقسام مختلف حضوری قابل تامل دارد. بخش عمده ای از ساکنین شمال خراسان را مهاجرین کرد و ترک تشکیل می دهند . در منطقه لایین ، بین کلات و درگز و نیز دامنه های هزار مسجد ، حضور نفوذ عرفان قوی بوده است. جعفرقلی ، هروخان تیرگانی و هی محمد درگزی از عرفا و شعرای بزرگ عرفانی هستند. شعرا وعرفای این منطقه گاه زبانهای فارسی ، کردی ، ترکی وعربی را برای انتقال مقاصد و احساسات خویش به کار می گرفتند. جعفرقلی شاید آخرین عارف و شاعر کرد شمال خراسان است که هنوز اشعاری همسنگ شعرهای او سروده نشده است. یازده آهنگ به جعفر قلی منسوب است که خود جعفر قلی اصل آنها را ازکسان دیگری دریافته ، اما به شیوه خود درآورده است. از آنجا که کردهای شمال خراسان همواره از مرزبانان غیور ایران زمین بوده اند، پاسداری از مرز و بوم در مقابل اقوام مهاجر ، کشتارها ، غارت ها ، اسارت ها و آوارگی ها از ویژگی های این گونه زندگی بوده است و این ویژگی ها ، تاثیر مستقیمی بر موسیقی این خطه گذاشته است. * الله مزار آهنگی است که پس از غارت و کشتار و اسارت بر فراز مزار عزیزان از دست رفته خوانده می شده : الله مزاره ، ای چی روزگاره ……؟ دوقرسه پس از قتل عام و کشتار ، مرده ها را در وسط جمع می کردند ودور اجساد دورمی زدند و مشغول ذکر می شدند و این مبدا رقص و آهنگ دوقرسه بود. * انارکی مربوط به لحظات پس از هجوم بیگانگان و کشتار وانباشت اجساد است. زنان دور اجساد جمع می شدند و نار می زدند و گریه می کردند. * هرای فریاد کوهستان است و گویای زندگی پرحادثه و پرسوز و گداز و آوارگی مردم کرد است . به طور کلی ، بسیاری از آهنگهایی که در شمال خراسان زمانی برای سوگ اجرا می شد، پس از گذشت سالیان دراز، آرام آرام تغییر شخصیت داده ، از آنها گاه به عنوان آهنگهای رقص نیز استفاده می شود. مثلا های های رشیدخان که ابتدا برای سوگ بوده ، امروزه یک موسیقی شاد و برای رقص است. موسیقی کردی شمال خراسان را موسیقی کرمانجی نامند. در مجموع ، کرمانج شمالی شامل کردهای خراسان ، آذربایجان غربی و ترکیه و شمال عراق و سوریه است و کرمانج جنوبی به کردهای جنوب دریاچه ارومیه و مهاباد وکردستان و کرمانشاهان و سلیمانیه عراق گفته می شود که از نظر گویش با هم متفاوتند. ت?اوت میان کرمانج شمالی و جنوبی در زمینه موسیقی نیز مشهود است.به عنوان مثال می توان به آهنگ «لو» اشاره کرد که از اصلیترین و باستانی ترین نغمات ایرانی است و وجه تمایز کرمانج شمالی و جنوبی نیز هست.بدین معنی ، کسی که بتواند لو بخواند ، می تواند از کرمانج شمالی باشد. موسیقی کرمانج شمالی همچنین در جمهوری ترکمنستان که سابق به سرزمین خوارزم معروف بود و تا قبل از قرارداد 1299 ش جزء ایران محسوب می شد نیز وجود دارد (در دوران صفویه ، بخشی از اکراد را در خوارزم استقرار دادند). اشعار کردی اغلب به شکل هجایی است که تعداد هجاها می تواند از هشت هجا تا شانزده هجا باشد. ترانه های عاشقانه بیشتر در قالبهای هشت هجایی است. آهنگ«لو» اغلب در برگیرنده قابلهای یازده تا شانزده هجایی است. نوازندگان شمال خراسان را می توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد که عبارتند از «عاشق» ها، «بخشی »ها و «لوطی» ها . به این سه گروه می توان دو دسته دیگر را نیز افزود که عبارتند از : نی نوازان و ((لولوچی ها)). 1 – عاشق ها «عاشق »ها قدیمیترین و اصلیترین هنرمندان این منطقه اند. عاشق ها نوازندگان سازهایی چون سورنا، دهل ، قشمه ، کمانچه و دیاره اند و همچنین از رقصندگان بزرگ شمال خراسانند. تنها هنرمندان در قدیم از پرداختن مالیات معاف بوده اند. چه عاشق ، بخشی یا لوطی . اما تنها گروههایی که حق انتقاد داشته و مجازات نمی شده اند، عاشق ها و لوطی ها بوده اند. عاشق ها مجری توره هستند و توره به معنی تئاتر و نمایشنامه است. در توره از خان انتقاد می شده . توره ، نمایشهای طنزآلود و انتقادی بوده ، همراه با موسیقی . متن نمایش به شکل محاوره ای اجرا می شده. نوازندگان در کناری می نشستند و موسیقی نقش فضاسازی را در طول نمایش به عهده داشته است. گاه ممکن بود در توره برحسب نیاز آواز نیز خوانده شود. گرچه خواندن آْواز از وظایف عاشق ها نیست و از جمله هنرهای بخشی ها به شمار می رود. 2 – بخشی ها بخشی ها نوازندگان دوتار ، آوازخوان و داستانسرا بوده اند. شهرهای بجنورد ، شیروان و قوچان ، مراکز عمده بخشی های شمال خراسان بوده است(شهرهای اصلی و مراکز قدرت در شمال خراسان قدیم) . روایات عامیانه در تعریف عنوان بخشی بر این باور است که بخشی کسی است که خداوند به او بخششی یا موهبتی عطا فرموده و او را فردی استثنایی کرده است. بر طبق همین روایات، بخشی باید بتواند بخواند ، بنوازد، شعر بگوید، داستان بسراید و ساز خویش را نیز بسازد. بدین ترتیب هر نوازنده دوتاری ، بخشی نیست و جدای از تسلط بر ساز، شخص باید از نظر دانش و شرایط درونی به مرحله ای برسد که عنوان بخشی را زیبنده خود گرداند. البته در این زمینه استثنا نیز بوده است. مثلا استاد رحیم خان بخشی، گرچه دارای صدایی نارسا بوده ، اما به خاطر تسلط زیاد در ساز و نیز دانش او ، باز از طرف مردم به عنوان بخشی معروف بوده است. رحیم خان بخشی در نقل داستانها به جای آواز از بیان محاوره ای استفاده می کرده است. انتخاب آهنگ و شعر از طر? بخشی ، بستگی به تشخیص او از موقعیت مجلس دارد. بخشی ها معمولا در عروسیها و به طور کلی مجالس شاد می نواختند ودر مراسم سوگواری ، رسم بر اجرای موسیقی توسط بخشی ها نبوده است. در قدیم هر خان «بخشی » خاص خود را داشت. یکی از هنرهای بخشی ها داستانسرایی است. همراه با موسیقی دوتار، آواز، دکلمه آواز و بیان محاوره ای و نقلی. بخشی می توانسته آهنگهای رقص را تا جایی که سازش اجازه می داده ، بنوازد. منتهی در اندرونی و در جمعی محترمانه و بسیار خودمانی. 3 – لوطی ها لوطی ها در حکم روابط عمومی یا پیام رسانان جامعه خود بوده اند. وسیله آنها یک دایره بوده است. آنها نیز مانند عاشق ها حق انتقاد داشتند. لوطی ها دائما در حال سفر بودندو ناقلان اخبار و وقایع که در دست آنان به شعر در می آمد، آهنگین می شد و در همه جا اجرا می شد. بسته به محتوای شعر ، لوطی ها یکی از قالبهای موسیقی کردی را انتخاب می کردند. لوطی ها نیز ممکن بود آهنگهای رقص را بخوانند یا بنوازند ، اما کارشان طبعا به زیبایی کار عاشق ها نبوده است. هم اکنون در شمال خراسان نسل لوطی ها منقرض شده است و تنها یاد آنها زنده مانده است.( لوطی معروف حومه شیروان محمد رحیم لوطی یا مرلوطی یامر آوی میباشد).4 - رقص رقص در شمال خراسان شامل : یک قرسه ، دوقرسه ، شش قرسه ، انارکی و …. است که معمولا موسیقی آن توسط عاشق ها با سورنا و دهل و قشمه و دایره و نیز کمانچه اجرا می شود. رقصها در شمال خراسان معمولا دارای حالاتی از رزمند. چوب بازی جای نیزه بازی قدیم را گرفته است. همچنین در مراسم کشتی از شاخه های کوراغلی استفاده می شود که بسیار رزمی است و توسط سورنا و دهل نواخته می شود سازهای شمال خراسان 1 – دو تار دوتار جزء سازهای اندرونی محسوب می شود و در دست بخش ها نواخته می شود. ظاهرا دوتار ترکمن قدمت بیشتری نسبت به دوتار خراسانی دارد. دوتار در شمال خراسان دارای دو کوک است: یکی با نسبت چهارم و دیگری با نسبت پنجم. بر طبق نظر آقای علی غلامرضایی (آلمه جوغی) ، کوک چهارم را کوک نوایی و کوک پنجم را کوک ترکی و کردی می نامند و آهنگهای فارسی شمال خراسان نیز با کوک پنجم اجرا می شود. آقای محمد یگانه معتقدند که کوکهای دوتار ، یکی ترکی و دیگری کردی است. با کوک ترکی می توان آهنگهای گرایلی ، تجنیس ، شاختایی، نالش، دوست محمد ، غریب و .... و با کوک کردی آهنگهای الله مزار، لو ، درنا ، جعفر قلی و ....... را اجرا کرد. معمولا در مجالس شادی ، اول شب برای ایجاد هیجان و رقص از سورنا ودهل و قشمه استفاده می شود و در پایان شب ، بخشی ها در اندرون دوتار می نواختند. دوتارهای قدیمی در شمال خراسان از سازهای امروزی کوچکتر بوده اند. کاسه و صفحه دوتار از چوب توت و دسته آن معمولا از چوب زردآلو ساخته می شود. در قدیم به جای سیم از ابریشم استفاده می شده . اندازه های دوتار در شمال خراسان دارای استاندارد معینی نیست. دوتارهای فعلی دارای یازده و گاه دوازده پرده است. پرده های آن در فواصل نیم پرده نه چندان دقیق بسته می شود و فواصل کوچک تر از نیم پرده در پرده بندی آن وجود ندارد. 2 – سورنا (پیق) سورنا نیز از خانواده سازهای برونی در شمال خراسان است که توسط عاشق ها نواخته می شود. ظاهرا در قدیم سازی بزرگتر و شبیه به سورنا و جود داشته که به آن کرنا می گفته اند. این ساز امروزه دیده نمی شود. بعضی از قدیمیها به همین سورنا ، کرنا می گویند. از سورنا در مراسم عروسی و بیشتر برای اجرای آهنگهای رقص و نیز مراسم گشتی ، با اجرای شاخه های «کوراغلی» و همچنین در سوگواری با اجرای آهنگهای سردارها ، لو و «هرای» استفاده می شود. ساز کوبی همراهی کننده سورنا ، دهل است. 3 - قشمه قشمه که مشابه دوزله (دونی) متداول در کردستان و کرمانشاهان است، از دیگر سازهایی است که عاشق ها می نوازند. در شمال خراسان سه نوع قشمه دیده می شود : قشمه های پنج سوراخه ، شش سوراخه و هفت سوراخه (که همگی بدون سوراخ پشت هستند). قشمه بیشتر در عروسیها به همراهی دایره و یا دهلی که با دست نواخته می شود، به اجرای آهنگهای رقص می پردازد. قشمه معمولا از استخوان بال قوش یا درنا و گاهی از نی و حتی از ?لز (لوله آنتن تلویزیون) ساخته می شود که صدای حاصله از قشمه استخوانی بهتر و پخته تر است. قشمه ، سازی است مضاع? (دوبل یا جفت) و اندازه آن بستگی به کوچکی و بزرگی استخوان پرنده دارد. برروی هر کدام از لوله های صوتی آن ، یک سرپیکه (قمیش) سوار می شود. دولوله صوتی قشمه معمولا به طول همصدا کوک می شوند اما ممکن است به ندرت شاهد کوک های مأنوس دیگری ، مانند کوک سوم و حتی گاه دوم باشیم. این کوکها را اغلب نوازندگان زبردست قشمه استفاده می کنند و در نظر اول ممکن است به حساب ناتوانی نوازنده در کوک کردن دقیق ساز گذاشته شوند. در حالی که استفاده از این کوکهای نامأنوس ، کاملا آگاهانه و برای تحرک و ایجاد دینامیسم بیشتر صورت می گیرد. همچنین نوازندگان قشمه ، باز به منظور ایجاد تحرک و دینامیسم ، گاه دو صدای مختلف و اغلب مجاور یکدیگر را توسط لوله های صوتی مضاعف ساز ، ایجاد می کنند. 4 – کمانچه کمانچه نیز از جمله سازهایی است که عاشق ها می نوازند. کمانچه هم به عنوان سازی بیرونی و هم اندرونی استفاده می شود صدای کمانچه گاه در مراسم سوگواری نیز به گوش می رسد. کمانچه بیشتر در شمال خراسان دیده می شود. ردی پای کمانچه تا نیشابور هم دیده شده ، اما هر چه در استان خراسان پایین تر برویم یا کمتر دیده می شود و یا اصلا دیده نمی شود. کمانچه های خراسان دارای سه سیم است و گاه از کمانچه های چهارسیمه امروزی نیز استفاده می شود. ساز ضربی همراهی کننده کمانچه ، دایره یا دهلی است که با دست نواخته شود. 5 – دهل دهل سازی همراهی کننده سورنا است، زمانی که با چوب و ترکه نواخته شود. ساز همراهی کننده قشمه و کمانچه است، زمانی که با دست نواخته شود. دهل شمال خراسان دوطرفه است و در راه اندازی های مختلف دیده می شود . عاشق ها آن را می نوازند. 6 – نی نی ، ساز همیشگی چوپانان شمال خراسان است. نی به غیر از زمان چرای گوسفند ، در جشنها، مجالس شاد و در سوگ نیز استفاده می شود. با نی در شمال خراسان ، مقامهای مختلفی از جمله : گوسفندچرانی ، فریاد کوهستان و .... اجرا می شود. 7 – دپ (دف – دایره ) دایره ساز همارهی کننده قشمه و کمانچه است و معمولا عاشقها (و درقدیم لوطیها) آن را اجرا می کنند. دایره تنها وسیله دست لوطیها بود. امروز که نسل لوطی ها در شمال خراسان منقرض شده است ، این ساز کماکان در دست عاشق ها زنده مانده است. در بجنورد به دپ یا دایره ، دیره گفته می شود. موسیقی شرق خراسان (تربت جام ، خواف وتایباد) دو تار خراسان را شاید بتوان در دو حوزه مختلف (از نظر جغرافیایی) مطالعه کرد. یکی حوزه شمال خراسان که شهرهای قوچان ، بجنورد ، شیروان و در گز را در بر می گیرد، حوزه دیگر حوزه شرقی – مرکزی است که تربت جام ، خواف و تایباد را شامل می شود. دامنه حوزه شمالی ، به سمت جنوب نیشابور و سبزوار و دامنه حوزه شرقی – مرکزی به سمت غرب و جنوب کاشمر می رسد. از آنجا که در حوزه شمالی بیشتر مهاجرین کرد و ترک ساکنند، موسیقی و اشعار این منطقه بیشتر در قالب کردی و تا حدودی ترکی است . در حوزه شرقی – مرکزی ، موسیقی وا شعار همگی فارسی است و از آهنگهای کردی و ترکی خبری نیست . البته در این میان به آهنگهایی نیز برخورد می شود که نوازندگان هر دو منطقه آنها را اجرا می کنند. یکی از این آهنگها ، نوایی است که در موسیقی هر دو منطقه جزو مقامها و آهنگهای اصلی محسوب می شود. دوتار نوازی درتربت جام ، خواف و تایباد (و تا حدودی کاشمر) از روش و سبک واحدی تبعیت می کند، گرچه اختلا?اتی را که در نحوه زدن مضراب ها ، تحریرها و گویشها وجود دارد. نمی توان از نظر دور داشت. دوتار در این منطقه بیشتر در مراسم شادی استفاده می شود. استفاده از دوتار در این گونه مراسم همیشه انفرادی بوده است . به نوازنده دوتار در این منطقه بخشی نمی گویند، بلکه اوسا (اوستا) نامیده می شود. در مراسم سوگواری از دوتار استفاده نمی شود. دوتار در این منطقه دارای استاندارد خاصی از لحاظ اندازه نیست. دوتار در این منطقه در اصل دارای هفت یا هشت پرده است که اخیرا با دوتارهای دوازده ، سیزده پرده ای نیز می نوازند. برروی دسته تار ، گاه دو یا سه پرده برای ایجاد فواصل ثلث پرده بسته می شود. ذوالفقار عسکری" نوازنده چیره دست دوتار که اصلا اهل کاشمر است ، با ساز شانزده پرده ای می نوازد که تا حدودی دو پرده دیگر روی صفحه ساز پیش می رود. او می گوید که پدر او نیز با ساز دوازده پرده ای می نواخته است. کوکهای متداول دوتار در این منطقه معمولا کوک چهارم و پنجم است . در کاشمر این کوکها رایج است: 1 – کوک چهارم ، به نام کوک شیخ احمد جامی ، برای اجرای مقام الله ، چهاربیتی و ..... 2 – کوک پنجم ، برای اجرای آهنگهای اشتر خجو ، صیاد 3 – کوک دوم ، به نام کوک کردی ، برای اجرای شاختایی ، الله مزار و .... 4 – کوک اکتاو، به نام کوک مثنوی ، برای اجرای آهنگ مثنوی کاشمری . مبتکر این کوک نامألوف ، ذوالفقار عسکری است. دوتارهای قدیمی از سازهای امروزی کوچک تر بوده است. سازهای رایج در این منطقه عبارتند از : دوتار، ساز (سورنا) ، دهل [به نوازندگان ساز و دهل در این منطقه دهلی می گویند]، دو بوقه از جنس نی که مضاعف است و شبیه قشمه و دوزله است (دوبوقه استخوانی در این منطقه کمتر دیده می شود، در کاشمر این ساز از جنس استخوان است)، نی هفت بند و دایره که همراهی کننده دوتار نی است. کمانچه در این منطقه وجود ندارد. از دوتار نوازان برجسته امروزی در این منطقه می توان از عثمان خوافی ، پورعطایی ، ذوالفقار عسکری ، سرور احمدی و .... نام برد. فاروق کیانی نیز از استادان رقص تربت جام است که هنوز به فعالیت خود ادامه می دهد. از آهنگهای اصلی این منطقه می توان از : چهاربیتی ، دوبیتی ، غریبی ، نجما ، سرحدی ، نوایی ، مقوم (مقام ) الله و .... نام برد
نوازندگان کرمانج و ترک زبان شمال خراسان
بخشى ها نوازندگان دوتار، آواز خوان و داستان سرا بودند. شهرهاى قوچان، شيروان و بجنورد مراكز عمده بخشىهاى شمال خراسان بوده است (شهرهاى اصلى و مراكز قدرت در شمال خراسان قديم ) روايات عاميانه در تعريف عنوان بخشى بر اين باور است كه بخشى كسى است كه خداوند به او بخششى ياموهبتى عطا فرموده و او را فردى استثنائى كرده است. بر طبق همين روايات، بخشى بايد بتواند بخواند، بنوازد، شعر بگويد، داستان بسرايد و ساز خويش را نيز بسازد. بدين ترتيب، هر نوازنده ى دوتارى بخشى نيست و جداى از تسلط بر ساز، شخص بايد از نظر دانش و شرايط درونى به مرحلهاى برسد كه عنوان بخشى را زيبنده خود گرداند. البته در اين زمينه استثناء نيز بوده است. مثلا ً استاد رحيم خان بخشى گرچه داراى صدايى نارسا بوده، اما به خاطر تسلط زياد در ساز و نيز دانش او، باز از طرف مردم به عنوان بخشى معروف بوده است. رحيم خان بخشى در نقل داستانها به جاى آواز از بيان محاورهاى استفاده مىكرده است. انتخاب آهنگ و شعر از طرف بخشى، بستگى به تشخيص او از موقعيت مجلس دارد. بخشىها معمولاً در عروسىها و بطور كلى مجالس شاد مىنواختند و در مراسم سوگوارى رسم بر اجراى موسيقى توسط بخشىها نبوده است. در قديم هر خان، بخشى خاص خود را داشت. يكى از هنرهاى بخشىها داستان سرايى است، همراه با موسيقى دوتار، آواز، دكلمه آواز و بيان محاورهاى و نقلى. بخشى مىتوانسته آهنگهاى رقص را تا جايى كه سازش اجازه مىداده، بنوازد، منتهى در اندرونى و در جمعى محترمانه و بسيار خودمانى.
|
استاد حاج قربان سلیمانی (قربان بخشی) (Haj Qurban Solimani) در سال 1369 صدا و سیمای خراسان اقدام به معرفی نوازندهای گمنام نمود. این هنرمند حاج قربان سلیمانی بود. طولی نکشید که از طرف مسئولین مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تهران دعوت گردید و چند اجرا در تئاتر شهر و تالار وحدت و در هزاره فردوسی نام او را بر سر زبانها انداخت. در سال 1370 در جشنواره بینالمللی موسیقی فجر به اجرای برنامه پرداخت و موفق به دریافت لوح زرین و دیپلم افتخار گردید. سپس به عنوان کارشناس موسیقی مقامی در جشنوارههای بینالمللی موسیقی فجر در کنار داوران نشست. استاد حاج قربان سلیمانی در سال 1370 در جشنواره اونییون فرانسه به اجرای برنامه پرداخت که مورد استقبال عموم حاضرین قرار گرفت و به عنوان یک استاد جهانی دوتار مطرح گردید. روزنامه پر تیتراژ لیبراسیون نوشت. در تئاتر شهر شاتله پاریس برنامه معرفی موسیقی ایران ازبکستان تاجیکستان و پاکستان فرانسویان را دور هم جمع کرد تا به صداهایی که گویی از اعماق زمین می آیند گوش کنند و در این میان برنامه استادان دوتار از ایران چون نگینی میدرخشد. حاج قربان سلیمانی به همراه پسرش علیرضا به صحنه میآیند و چون انگشتانشان تارهای دوتار را می لرزاند دلها می لرزد. این روزنامه میافزاید: حاج قربان سلیمانی یک هنرمند جهانی است و متعلق به همه جهان است. در بروشور برنامه حاج قربان سلیمانی به عنوان یک گنجینه واقعی ملی نام برده میشود. روز سوم آوریل ساعت 8 شب سالن بزرگ شهر پاریس مملو از جمعیت شده بود به طوری که عدهای مجبور شدند برای دیدن برنامهها بایستند و با این حال باز هم مقابل درب بزرگ تئاتر شهر انبوهی از مردم خواهان دیدن این برنامهها بودند. گروههای مختلف به اجرای برنامه پرداختند و حسن ختام برنامه به حاج قربان سلیمانی سپرده شده بود. زنگ دوتار وی که بسیاری از حاضران را غافلگیر کرد و اجرای 20 دقیقهای او نزدیک به دو ساعت ادامه یافت. حاضرین و مشتاقان موسیقی با دقت و سکوت برنامه وی را دنبال کردند و در پایان آنچنان تشویقی در سالن بر پا گردید که گویی کسی حاضر نیست برنامه به اتمام برسد. پوسترهای بسیار بزرگ و در ابعاد مختلف از ایشان در نقاط مهم شهر پاریس با زیرنویس انگلیسی به چشم می خورد. استاد از جمله مسنترین بخشیهای شمال خراسان است که با توجه به اینکه حدود 84 بهار از عمر وی گذشته هنوز هم در محافل هنری مختلف به اجرای برنامه میپردازد. حاج قربان خلوت خود را با دوتار پر مینماید و می گوید: وقتی ساز میزنم احساس معنویت بیشتری پیدا میکنم . ایشان معتقد هستند "دوتار" سازی است که نوای آن از جان و دل برمی خیزد
· | ||||||||
|
استاد حاج حسین یگانه (کربلایی حسین) (Haj Hossin Yeganeh) استاد حاج حسین یگانه فرزند رمضان در سال 1297 شمسی در روستای داغیان از توابع قوچان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در مکتبخانه گذرانده بود، مدرک ششم نظام قدیم را در همان روستا گرفت، استاد یگانه در کنار کار کشاورزی به آرایشگری و طبابت سنتی نیز اشتغال داشت، وی در ایام جوانی قریۀ داغیان را ترک کرد و دوران جوانی خود را به مدت هفت سال در روستای تیتکانلو به سر برد، در آن روزگار استاد با دوتار آشنایی مختصری داشت و به سبک قدیم دوتار مینواخت، از قضا مهمان ناآشنایی به خانۀ او میآید در حالیکه استاد یگانه مشغول نواختن بود، دوتار را از او گرفته کوک میکند، و یک مقام مینوازد، چنان که حسین یگانه دوتار زدن خود را فراموش میکند و این مهمان ناآشنا که پیرمردی بود خود را ‹جوزانی› معرفی میکند. محمد حسین یگانه در آن زمان اسم استاد جوزانی زیاد شنیده بود اما هیچوقت خودش را ندیده بود، همین دیدار باعث شد، یگانه به مدت سه ماه شاگرد استاد جوزانی شود و نواختن دوتار را ماهرانه و استادانه از او فرا گیرد. استاد علاوه بر نواختن دوتار دارای صدای گرم و رسایی بود بویژه وقتی ایشان در کار نمایشگری از قبیل: شبیهخوانی، هیاتهای مذهبی و ... همراهی میکرد. همچنین با هنر نقالی آشنایی کامل داشت و شاهنامۀ فردوسی را بخوبی میخواند. او دارای دو همسر و یازده فرزند است (8 پسر و 3 دختر)، او همچنین نواختن دوتار را به بچههای خود نیز آموخته است، تا این سنت در میان خانواده از بین نرود. از فرزندان او استاد محمد یگانه، موسیالرضا و حمیدرضا این هنر را دنبال کردند. · گل بلبل · زارنجی | ||||||||
|
استاد اسماعیل ستارزاده (اسماعیل بخشی) (Esmaele Satarzadeh) استاد اسماعیل ستارزاده فرزند تیمور از هنرمندان سرشناس صاحب سبک و تاثیرگذار در موسیقی شمال خراسان بود. او در سال 1306 شمسی در قوچان متولد شد و از همان دوران کودکی در محضر استادان هم عصر خود به فراگیری دوتار پرداخت. با توجه به صدای خوشی که خداوند به او عنایت کرده بود خوانندگی و نوازندگی را از پانزده سالگی آغاز و در سال 1338 فعالیتش را در رادیو مشهد شروع کرد و از این طریق به تهران و دیگر نقاط کشور برای اجرای برنامه اعزام گردید. حدود سی سال با رادیو و تلویزیون مشهد و تهران همکاری کرد. وی با توجه به استقبال مردم از موسیقی محلی و تنوع کار و تشویق استادان موسیقی به ساخت آهنگهای فولکلوریک که از آداب و رسوم مردم شمال خراسان سرچشمه میگرفت پرداخت. وی در سال 1342 به اتفاق گروهی هنرمند از سوی وزارت فرهنگ و هنر وقت به مدت دو و نیم ماه به میلان و رم سفر کرد و درآمد این سفر را به آسیبدیدگان سیل ناشی از شکستن سد بایونت اختصاص داد. این هنرمند با شصت سال سابقه هنری زنده کننده هنر فولکلوریک قوچان بود. استاد ستارزاده هرگز از دایره هنر اصیل خود قدمی فراتر نگذاشت و از استعداد خدادادی خویش در جهت ساخت شعر و آهنگهاى ملی و بومی منطقه سود جست. آهنگهای جان نثار، دختر قوچانی، شاهدوماد، دختر فراشباشی، دخترکرده، فاطمه سلطان، عشق چوپان، لیلا در واکن، گلاندام و بسیاری دیگر از جمله آثار ماندگار اوست. · بلبل · گلی · جان نثار · | ||||||||
|
استاد اولیا قلی یگانه (اولیا قلی بخشی) متولد 1295 روستای خیرآباد درگز، از اولیا قلی چند اثر صوتی به جای مانده است که با تار ابریشم نواخته، او یکی از نوازندگان صاحب سبک با گرایش به موسیقی ترکمنی بود که در منطقهی مرزی بین کشور ایران و ترکمنستان اقامت داشت چه در ایران چه در ترکمنستان از او به عنوان یکی از بزرگان موسیقی دوتار یاد میشود. یگانه در سال 1358 در زادگاهش جان به جان آفرین تسلیم کرد. · قیرق | ||||||||
|
آی محمد یوسفی متولد 1302 روستای خیر آباد شهر درگز، بیش از شصت سال تجربهی نوازندگی و خوانندگی به شیوهی بخشیهای شمال خراسان، داستانسرایی و نقل افسانهها و آیینهای قومی و منطقهای، حفظ شیوههای هنری در ساز و آواز مرحوم اولیاقلی یگانه به عنوان برجستهترین شاگرد او از جمله ویژگیهای منحصر استاد میباشند، آی محمد از معدود نوازندگانی است که هنوز با تار ابریشم مینوازد. | ||||||||
|
استاد حمراه گل افروزگلیانی متولد روستای گلیان از توابع شهر شیروان، مرحوم گلافروز از بخشیهای بنام و صاحب سبک در منطقه بود و در گذشته در مجالس بسیاری دعوت میشد او یکی از تاثیر گذارترین نوازندگان منطقهی شیروان محسوب میشود تا حدی که امروزه بسیاری از نوازندگان در حین اجراء، آهنگها را با یاد حمراه آغاز میکنند. · هرای | ||||||||
|
استاد على گل افروزگلیانی متولد روستای گلیان از توابع شهر شیروان، علی بخشی یکی از چهرههای شاخص و تاثیر گذار در منطقه بود که در طول سالهای فعالییتش شاگردان بسیاری را از خود به یادگار گذاشته از او اثار صوتی و تصویری محدودی به جای مانده که برای پژوهشگران در حوزهی موسیقی گلیان بسیار ارزشمند است. · کوراقلی
| ||||||||
|
استاد عباسقلی رنجبرىاستخرینژاد وی متولد اُترآباد قوچان در سال 1310 میباشد. نواختن دوتار را نزد پدرش که او هم از شاگردان مرحوم سیدمحمد بخشیاستخری بود آموخته است. عباسقلی رنجبر با لحجهی کردی و ترکی آشنایی دارد. او در سال1370 به عنوان پدیدهی جشنوارهی موسیقی نواحی در کرمان معرفی شد. · نوایی | ||||||||
|
استاد غلامحسين افکارى ساکن شهر قوچان، به گفتهی خودش عمری بیش از صدسال دارد، از پیشکسوتان موسیقی خراسان میباشد همچنین از روایتگران معتبر داستانهای ترکی و کردی محسوب میشود و کتابهای ارزشمندی را در این زمینه حفظ کرده است. · زاهد | ||||||||
|
استاد علیرضا سلیمانی ساکن روستای علیآباد از توابع شهر قوچان، خواننده و نوازندهی دوتار، موسیقی را از کودکی نزد پدرش استاد حاج قربان سلیمانی آموخت، از سال 1367 با حضور در جشنوارهی فجر در کنار پدر مطرح شد و هماکنون به عنوان یکی از چهرههای سرشناس موسیقی خراسان در سراسر جهان شناخته شده است. · بیات | ||||||||
|
استاد محمد یگانه محمد یگانه متولد 1330 قوچان در خانوادهای هنرمند رشد کرد. او دوتار را نزد پدر آموخت و تحت تعلیم و سرپرستی او با تمرین و ممارست دائم توانست در زمرهی اساتید این هنر درآید. وی با گروهی از دوتارنوازان در جشنوارهی موسیقی فجر سالهای 67 و 68 به عنوان بهترین و منظمترین گروه موسیقی برگزیده شدند. از آثار او میتوان به کاست هرای اشاره کرد که در سال 68 به عنوان برترین اثر تولیدی سال انتخاب شد. یگانه در کشورهای سوئد، دانمارک، آلمان و ... به اجرای برنامه پرداخته است. · جان نثار | ||||||||
|
پرويز دوردى متولد 1335 روستای خوش اولیا از توابع شهر اسفراین، در دوران فعالییتش از محضر استادان بهرام بهرامی، مختار و رسول زنبیلباف، حمراه و علی گلافروز و حاج حیدر کارگر بهره مند شده است. دردی پس از 35 سال بخشیگری به عنوان یکی از بزرگان موسیقی، در منطقه مطرح بود و شاگردانی را در همین زمینه پرورش داد. در سال 1385 پس از یک دوره بیماری سخت دعوت حق را به دیار باقی لبیک گفت. | ||||||||
|
· غریب | ||||||||
|
|
استاد مختار زنبیل باف متولد شهر اسفراین، خواننده و نوازندهی دوتار. مرحوم زنبیلباف از نوازندگان صاحب سبک در منطقهی اسفراین بوده به گونهای که اکثر نوازندگان امروزی در منطقه خود را مقلد شیوهی مختار میدانند. نمونههایی از اجراهای صوتی او به یادگار باقیست. · هرای
| |||||||
|
احمدقلی احمدی متولد 1304 قوچان عتیق، به گفتهی خودش دوتار را از کودکی در محضر استاد و دایی خویش مرحوم خانمحمد قیطاقی آموخته است. 60 سال بخشیگری در کارنامهی هنری احمدقلی میدرخشد و به نظر بسیاری از بزرگان موسیقی شمال خراسان، او یکی از بخشیهای توانمند و با اصالت در روزگار خویش بوده است، استاد احمدی پس از حضور در همایش نعت خورشید ( تهران 1385) در راه بازگشت به منزلش، دار فانی را وداع گفت.
| ||||||||
|
|
علی غلامرضایی آلمهجوغی متولد 1315 روستای آلمهجوغ از توابع شهر قوچان، دوتارنوازی را نزد استادانی چون حسین یگانه، خان محمد بخشی قیطاقی و علی اکبر بخشی بشآقاجی آموخته است، او از سال 1365 در جشنوارههای مختلف حضور داشته است. · زاهد |
|
سهراب محمدى متولد 1317 ساکن شهر آشخانه، اجدادش از بخشیهای منطقه بودهاند زبان مادریاش کرمانجی است، 50 سال سابقهی بخشیگری دارد و از رضا زرگر معروف به دائی به عنوان استادش یاد میکند، در خواندن آوازهای کرمانجی بسیار مسلط است و از او به عنوان یکی از با اصالتترین خوانندگان کرمانجی نام میبرند چاووش خوانی از دیگر فعالیتهایش میباشد. · له یاره | |
|
رمضان سلمان بردرى متولد(1307) نوازندهی دوتار کُرمانجی ساکن روستای بردر از توابع باجگیران قوچان از شاگردان مرحوم رحیمخان بخشی هُنامهای شیروان. · لو | |
|
جعفر رحمانی متولد 1334 مشهد، دوتار را از نوجوانی آموخته و شیوهی نوازندگیاش متاثر از استادان علی گلافروز، حمراه گلافروز، آی محمد یوسفی و رحیمخان بهادری میباشد، ضمنا علاقهی بسیاری به موسیقی ترکمن دارد و خود نیز مقامهای متعددی را از موسیقی آن منطقه مینوازد، هماکنون ساکن شهر قوچان است و یکی از مدرسین فعال در این رشته میباشد، از جملهی آثار وی میتوان به کاست و سیدی ابریشم طرب اشاره کرد. · سرمقام | |
|
روشن گلافروز ساکن روستای گلیان از توابع شهر شیروان، فرزند ارشد مرحوم حمراه گلافروز است او از نوجوانی دوتار را نزد پدر و عمویش علی گلافروز فرا گرفته، حرفهی او بخشیگری است و هم اکنون یکی از بهترین مجریان موسیقی منطقهی گلیان میباشد. · نوایی | |
|
حسين ولىنژاد متولد 1340 ساکن شهر شیروان، فرزند ارشد مرحوم سلطانرضا گلیانی است، از کودکی با ساز دوتار مأنوس بوده و پس از فوت پدرش در مجالس حضور یافته و یاد او را زنده نگه داشته، شیوهی اجرائیش متاثر از حمراه و علی گلافروز، حاج حیدر کارگر و سلطانرضا میباشد. · کلیسا | |
|
براتعلى يگانه ساکن روستای خیرآباد از توابع شهر درگز، دوتار را از کودکی در محضر پدرش مرحوم اولیاقلی یگانه آموخته شیوهی نوازندگیاش متمایل به موسیقی ترکمن است با روایت داستانهای ترکی و ترکمنی در مجالس بخشیگری میکند و یکی از مدرسین خلف سبک اولیاقلی محسوب میشود او همچون پدرش در صورت نیاز دوتار را با تار ابریشم مینوازد. · نادریولی | |
|
سعید تهرانیزاده متولد 1345، دوران کودکی و نوجوانیاش را در شهر قوچان سپری کرده است در خانوادهای هنردوست رشد کرده و با استفاده از راهنمائیهای پدرش مرحوم شیرعلی تهرانیزاده از محضر استادان حاج حسین یگانه، احمدقلی احمدی و آی محمد یوسفی بهرهمند شده است. از آخرین فعالیتهایش میتوان به اجرای تکنوازی دوتار در کاست از خشت و خاک اشاره کرد. · بدخشان | |
|
مسعود خضرى متولد 1345 شهر قوچان، به همراه برادرش حمید دوتار را از نوجوانی فرا گرفته و نزد استادان محمد یگانه و محمد رنجبر تلمذ نموده، از فعالیتهای او میتوان به اجراهای متعدد با سیما بینا در فستیوالهای موسیقی اروپا اشاره کرد، ارائهی چندین اثر صوتی و تصویری از دیگر فعالیتهای او میباشد. · نادر | |
|
سید حسن قدرتی متولد 1339 قوچان، فعالیت هنری خویش را از سال 1367 در محضر استاد محمدیگانه آغاز نمود. قدرتی در جشنوارههای موسیقی متعددی از سالهای (68-69-71-...) در کسوت نوازندهی دوتار حضور داشت. وی از رضا مروج به عنوان یکی دیگر از اساتیدش یاد میکند. همکاری در کنار استاد ستارزاده از دیگر افتخارات اوست. از آثار قدرتی میتوان به اجراهای تصویری در شبکهی سیمای خراسان و آلبوم موسیقی محلی قوچان که در سال 68منتشر شده اشاره کرد. · اینجتمه | |
|
رضا مروج ساکن شهر قوچان، از جمله نوازندگانی است که به ساخت و تولید آلات موسیقی اشتغال دارد، زبان مادریاش کرمانجی است همچنین همراه نوازندگی به گویشهای ترکی و فارسی دری نیز میخواند، از دیگر مهارتهای او میتوان به اجرای رقصهای کردی اشاره نمود. · شاه صنم | |
|
اسدالله راستگو ساکن شهر قوچان، نوازندهی دوتار، موسیقی را از جوانی فرا گرفته، سالها از اعضای گروه دوتارنوازان قوچان بود و در جشنوارههای متعدد داخلی حضور داشت، در حال حاضر یکی از سازندگان برجستهی دوتار محسوب میشود. · لیلی و لیلان · | |
|
حشمت طاهرى متولد 1346 قوچان، دوتار را از حمید خضری، جعفررحمانی، آی محمد یوسفی و علی گلافروز فرا گرفته، وی از علاقهمندان پژوهش در حوزهی موسیقی خراسان میباشد، خود نیز در این زمینه فعالیتهایی در دست اقدام دارد. · زلیخا | |
|
موسیالرضا یگانه ساکن شهر قوچان، فرزند مرحوم حسین یگانه. دوتار را نزد پدر آموخته و شیوهی نوازندگیاش متاثر از پدر میباشد از سوابقش میتوان به اجراهایی در جشنوارههای منطقهای اشاره کرد. · نوایى | |
|
حسين ربيعى ساکن روستای گلیان از توابع شهر شیروان، حرفهاش کشاورزی است اما در مجالس بخشی گری هم می کند داستانها را به زبانهای کردی و ترکی میخواند، پردههای دوتارش از جنس فلز میباشد و به صورت ثابت روی سازش تعبیه شدهاند. | |
|
جعفر بهرامی ساکن روستای خوش از توابع شهر اسفراین، خواننده و نوازندهی دوتار، موسیقی را از پدرش مرحوم بهرام بهرامی آموخته همچنین از شیوهی مختار زنبیلباف تاثیر گرفته، وی اشعار را به زبانهای کرمانجی و ترکی بیان میکند. · لاله زار | |
|
براتمحمد مقيمى متولد 1334 ساکن شهر بجنورد ،خود را مقلد سبک استادان حمراه و علی گلافروز و سلطانرضا گلیانی میداند، زبان مادریاش فارسی است ولی برای بیان داستانها به فراگیری زبانهای ترکی و کرمانجی پرداخته است. مقیمی پانزده سال سابقهی بخشیگری در مجالس را دارد و معمولا داستانهایی نظیر کرم و اصلیخان، معصوم و افروزپری، حمراه و صیادخان و... را روایت میکند. · جدایی | |
|
گل نبات عطایی متولد 1341 ساکن شهر بجنورد، از کودکی شیفتهی موسیقی دوتار بوده است و پس از ازدواج با براتمحمد مقیمی نزد همسرش به یاد گیری دوتار میپردازد. گلنبات مدت دهسال است به عنوان تنها خواننده و نوازندهی دوتار بانو در منطقهی بجنورد فعالیت دارد. | |
|
بانو شیروانی (خواننده) ماهبانو عباسی (بانوشیروانی) متولد (1308) روستای ولیآباد، این بانوی هنرمند قوچانی که از صدای خوشی برخوردار بود بنا به اقتضای زمانی و مکانی با نام مستعار بانوشیروانی از سال 1348در رادیو مشهد اقدام به اجرای آوازهای کردی نمود. او درسال 1382 در شهر مشهد جان به جان آفرین تسلیم کرد. · لیلان | |
|
حسین عزیزیپور (خواننده) متولد 1322 مانه و سملقان، از 8 سالگی صدایش را شناخت و با استفاده از راهنماییهای استادان حاجابراهیم توروسکی، ولیخان رحیمی و نیازعلی صحراروشن به اجرای آهنگهای کرمانجی پرداخت. عزیزیپور با حضور در جشنوارههای معتبر به دفعات، مورد تقدیر و تشویق قرار گرفته است. · مروارید |
دیگر نوازندگان موسیقی شمال خراسان که اطلاعات آنها در شرف تدوین میباشند به شرح ذیل است :
نعمت زنبیل باف ،مراد حسن زاده، نایبعلی عظیم زاده ، مجید عطایی ، مجید محمد زاده، سعید آذرین، محمد کیانی ، حجت محجوب، محمد طاهری، محمود کیوان، مرتضی ولی زاده، مظفر حمیدی، راشد درتومی، جواد شاکری، شاهمرادی و ....